پاهام را بلند کردم ،که روی پنجاه و ششمین پله عمرم بزارم . یه نگاهی به پایین می کنم . کمی سرم کیج میره . بغل هر پله یه فضایی وجود داره . با خودم میگم عچله نکن برو ،کل این فضار را بگرد حتما چیزهای خوبی پیدا میشه ، که باهاش خوش بگذرونی . باید اول کاملا استفاده کنم و بعدش برم بسوی بعدی.
خاطرات و دلنوشته های یک ......ما را در سایت خاطرات و دلنوشته های یک ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 11