Your Memories on Facebook

خرید بک لینک

Your Memories on Facebook این جمله باعث شد دوباره این پستو تکرار کنم.

        بیشتر مردم میگن وقت نماز خوندن انواع فکرها میاد سراغشون.ضمن تائید باید بگم من تو پیاده روی هم دچار این حمله می شم.امروز هم حین پیاده روی در حالی که غرق در افکار درهم بودم . اونم از نوع منفی یاد آموزه های روانشناسی افتادم که توصیه می کنند . در حال زندگی کرده وحسرت گذشته ها و نگرانی آینده را از ذهن دور کنیم . لاجرم میام تو حال خودم . روی مبلی پاهام را روی هم انداخته و لم می دم.با شادمانی و محترمانه و رعایت تمام اصول روانشناسی به عیال سفارش قهوه ای میدم . تا این فضا شاعرانه تر بشه . و بیشترو بیشتر تو حال فرو برم.اما در حالی که جرعه های قهوه ذره ذره آرامش را تو وجودم سرازیر می کنند. ناخودآگاه نگاهم به چند تا از درهای رو به گذشته که اتفاقا تو همین حال باز می شن می افته . بلند شده و سعی می کنم همه درها را ببندم . غافل از اینکه یکی دو تاشون خرابه و بسته نمی شن.سعیم به جایی نمی رسه مجبورم برگردم و بی خیال به لمیدن ادامه بدم . اما بادهایی که از گذشته می وزند درهای باز و نیمه باز را به حرکت در می آورند . صدای قیژ قیژشون نگاهم را به خودشون جلب می کنه آره من خودم در گذشته های دور و نزدیک را می بینم . خیلی جاهاش از خودم شرمم می یاد . تا جایی که جلو چشمام را می گیرم.بعضی جاها هم اقسوس می خورم . حال که از این دورها گذشته ام را تماشا می کنم چقده راحت به اشتباهاتم پی می برم . به این نتیجه رسیدم که هر کاری می خوام انجام بدم باید یه جورایی برم دورتر و براندازش کنم . کاش می شد این کار را کرد آینده ای ذهنی ساخت و اعمال حال را رصد کرد. تا باز هم این حال ها به گذشته های حسرت بار تبدیل نشوند.

خاطرات و دلنوشته های یک ......

ما را در سایت خاطرات و دلنوشته های یک ... دنبال می‌کنید

برچسب: your memories on facebook,your memories on facebook tu off,your memories on facebook tu on, نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: پنجشنبه 18 آذر 1395 ساعت: 18:34

صفحه بندی